مينويسم...

photo


 برای تويی که سبزی و صبور و بزرگ و پاک و زلال ...

 برای دست هايت که عميق اند و پذيرا و بی انتهاااااااااااا ...

برای چيزی که هميشه همراهم بوده... که توی سايه و روشن های زندگی همقدم

رهسپاری های من شده...

 که تمام زمزمه های شبانه ام وحرفهای به تکرار شنيده ام در روزهای زندگی را

برايش هميشه قصه وار خوانده ام...

تو دستهايم را بگير...شانه هاي امن وپر احساس خود را براي لحظه ای هديه ای بر

بی تابی و اندوه من کن....

 مگر تو نميگويی:که از جنس سکوتی وشب گريه های نا پيدا!!؟

 پس هراس چشمانم؛ برای بی طاقتی های سکوتش را چگونه دور تر از تو؛زير نقابی

تلخ بپوشانم!!؟

مرا امشب توی اين سايه مهتابی؛همراه عبور کوچه های شب باش...

که ميخواهم تا سحر با خيال مستانه ام ؛چشم در چشم ماه؛ باز آواره باشم من...

 و براي منی که هنوز نرفته بازگشتت را به انتظار نشسته ام و آمدن و ماندنت

را ...برای هميشه...

/ 48 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ZeNdo0o0o0o0o0Ni

سلاااااااااااا م ... خوف بيدی نبيدی ..بابا بهد از عمری اومدم اينجااا ...بيخيالللللش بابا ..کوتاه بيا جانه من !!

!~ weblog open ~!

همه اتفاقات اطراف ما محتاج هدفند و اهداف دوگونه اند يا با هدف خلقت يكي ميشوند يا مغلوب رود خروشان زندگي مي شوند

هرا

سلام ٬ اومدم به خاطر محبتی که داشتی و منو از اپديتات با خبر کردی تشکر کنم! من بعد از از حدودا دوسال دوباره این رو باز کردم٬ گفتم اول ازشما تشکر کنم٬ اميدوارم در تمام مراحل زندگی موفق باشی.

نرگس

کاش هميشه پايان انتظارمون اون چيزی بود که آرزوشو داشتيم. شاد باشی

مهدی

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند مطلبت خیلی جالب بود در پناه حق موفق باشید

morteza

سلام وبلاگ خوبي داري . خيلي خوشم آمد به من هم سري بزن ... منتظرم...موفق باشي

» ¤`·.¸¸.·´¯`·.جز تو هیچی نمی خوام¸¸.·´¯`·._.·¤ «

تا نياي و قسمت نکنيم تنهايی هامون را ديگه ادامه نمی دهم تا نيای و بگم دوستت دارم ادامه نمی دهم تا ....(سلام عزيزم خوبی بدی از من ديدی حلالم کن برای اخرين بار بيا و تحملم کن با پشت ديوار دلتنگی اپدیت هستم )